چه غریبانه با من وداع می کنی
تو برو بی ملال
برای من کافیست
یادت
و نگاهت
در واپسین لحظه های وداع
با یادت
پر از شور خواهم کرد
قصرهای خیالم را
من
دوستت خواهم داشت
تنهاتر از غروب
با انگشتانت وداع میکنم
می خواهم ، بخوابم
تاریکی قبر
آرامم می کند

لیلا جان حیف قسمت نشد جانم را فدایت کنم!!!

اما آنجا!!!!! منتظرت میمانم!

بازهم دوستت خواهم داشت.