دلم سرشار لیلایم وجودم پر ز چشمانش

نمی آید دگر ای دل رها کن باز دامانش

 

اگر قلب و دل و جانم برایش می تپد هر دم

دلیلش مهربان لیلاست که هستم باز خواهانش

 

دلا دیگر مشو غمگین که لیلایت برفت از دست

دعا کن که نبینی هم دوباره اشک چشمانش

 

اگر چرخ فلک گیرد به بازی قلب لیلایم

بقرآن تا قیامت هم بگیرد آه دامانش

 

اگر قسمت شود روزی که لیلا نزد من آید

دلم را میکنم فرشی کنم جان را بقربانش