پیرهنی هدیه که دادی به بغل میگیرم

بوی عطر تن لیلا نرسد می میرم

 

عاشق رنگ دو چشمان تو و آن قدمت

بخدا بوسه زچشمان تو لیلا نکنم می میرم

 

بیست سالی است که در بند دلت محبوسم

لیلی از بند دلت باز شوم می میرم

 

همه جان و تن من پرشده ازخاطرتو

عاقبت از غم دوری تو لیلا بخدا می میرم

 

چند روزیست که از فکر نبودت بخودم می پیچم

لحظه ای لیلا تورا حس نکنم می میرم