بازم شب اومد باز این تب لعنتی شروع شد! لامذهب ولکن نیست. خیس خیس عرق شدم!

به خودمم دارم دروغ میگم همش میگم چقد هوا گرمه!! مبادا کسی متوجه بشه .تمام استخونام شروع کرده به درد ! مثل یه معتادی که بخاد ترک کنه همه تنم درد میکنه.

کاش بودی ! کاش دست تو عرق پیشونیمو میگرفت! کجا رفتی؟؟؟ توی شدت این تب بازم چشای تورو جلوی خودم میبینم. کاش اینجا بودی! کاش میشد بهت بگم...........