خداحافظ نگولیلا کجا رفتی عزیز راه دور من

کنم جانم فدای تو تویی هردم بلندای غرور من

 

نباشی شعرهای من همیشه سرد و بی جان و چه بی معناست

همه زیبایی شعروغزلهایم فقط از نام تو لیلا شست

 

بیا برگرد به آغوشم بیا لیلا شروع تازه من باش

چو خورشیدی به شبهایم بتابی تا که پایان گیرد این "ایکاش"

 

برای من تویی کعبه بقرآنش سزاوار خدایی بهر دل لیلا

تو میدانی که بیست سالیست برایم همچو شمسی تو به مولانا

 

خدایا در همین شبها اجابت کن دعایم تا که لیلایم شود شاداب

به دور از غصه و غمها سرانجامش رها گردد از این گرداب