رنگ چشمانت نبینم قامتم خم میشود ترکم مکن

بوسه ای تا از لب لعلت نچینم لیلی ام ترکم مکن

 

بعد 20سال آمدی گلخنده ای روی لبانم کاشتی

خنده ها با رفتنت بغض گلوگیرم شود ترکم مکن

 

چون نسیمی صبحگاهان بر دلم دست نوازش میکشی

قلب تو پاک همچو آب چشمه ساران لیلی ام ترکم مکن

 

گوشه ای از آن دو چشمان سیاهت تا ابد مارا بس است

زندگی بی روی لیلا همچو زندان میشود ترکم مکن

 

هر سحر با چشم گریان بهر لیلایم دعایی میکنم

هر دو دستم در قنوت تا روز وصلت لیلی ام ترکم مکن