باز شب-بازهم تب و لرز شدید باز درد شروع شد!!!!انگار میدونن که وقت استراحته! از خودمم خسته شدم.نزدیکه سه ماهه یک شب در میون این دردها سراغم میان- به دکتر میگم بی رودرواسی بگو ببینم چه مرگمه!! احساس میکنم دارم کم میارم.همه ی سیستم بدنم یهو بهم ریخته. عرق شدید حالت ضعفو کسلی دست از سرم بر نمیداره .تب و لرز شدید هم شده قوزه بالا قوز. انگار مثل یخ دارم آب میشم! با خنده به خودم میگم نکنه خبریه؟ نکنه آخرشه! بعدش با یه لبخند تلخ بخودم میگم فوقش چی میشه بلاخره باید رفت ........

امشب توی دستگاه MRIاز شدت ضعف داشت خوابم میبرد! چرت میزدم یه لحظه به خودم اومدم وفکر کردم مرده ام!!!توی یک فضای بسته به اندازه یک تابوت متحرک!! تازه رسیدم خونه انگار انگشتام هم نا ندارن که تایپ کنن.فعلا برم که دیگه داره کم کم صبح میشه فردا باید برم اداره . .......