از یه جایی به بعد . . .
مرض چک کردن موبایلت خوب میشه
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری
دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری
یا اس ام اسی بی جواب بمونه

از یه جایی به بعد . . .
دیگه دوس نداری هیچکس رو
به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه

از یه جایی به بعد . . .
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد . . .
هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه
اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی

از یه جایی به بعد . . .
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و می ری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد . . .
از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی
جای دوست داشته شدن ها
توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد . . .
فقط یه حس داری حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد . . .
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی ...................

بدجوری سرخورده شده ام! البته فقط از دست خدا گله دارم همین!!

@@@

رفته ام از یاد لیلا ای دریغ وآه از این بی کسی

ذره ای از دردو رنج این دلم راهم نمیفهمد کسی

سیل آمد رد پای لیلی ام بر ساحل دل پاک شد

خانه ام از رفتنش ویران شده یارب نمیداند کسی

هرچه گل در باغ لیلایم برویید عاقبت  پژمرده شد

شاخه ای گل بار دیگردر دلم هرگز نمیکارد کسی

با کذشت سالها یکبار دیگر قایقم بر گل نشست

بعد لیلا بر مزار این دلم دیگر نمی نالد کسی

بهر زخم کهنه ام دستی- خدایا  کو؟ کجاست؟

دستهای من رها کرد و گرفت لیلای من دست کسی

20 سالی در فراقت همچو شمعی سوختم

بعد از اینهم جای خالی تورا لیلا نمیگیرد کسی