کاش می شنیدی....

سلام برایت نوشتم در کاغذ بیخط زمانه
نغمه هایی که در هیچ کتابى یافت مینشود،
براى تو که در میان آینه‌ها به تماشا نشسته اى مرا
که بیقرار صدایت میزنم..........

کاش میشنیدی!!!!

فقط لحظه ای......

 

اگر در این مدت شعری سروده شد فقط وفقط به عشق لیلایم بر صفحه کاغذ جاری شد!

اگر نوشته ها آغشته به درد بود! ببخش...

سر ریزی از دل پردردی بود که در این 20 سال!!! به اوج رسیده است!!

لیلای خودم دیگر هیچکس مثل تو نخواهد بود!!

هیچکس لیلای من نخواهد شد...

بی تو با گلشن و گل کار ندارم............

این وبلاگ را با تمام شعرها و نوشته هایش تقدیم به تو بود!

اگرخوب یا بد!!اگر لحظه ای دلت به درد آمد ببخش!!

ولی.......

کاش ذره ای دلتنگی ام را لمس میکردی......

یادت بماند آخرین روزنه ی درد دلم را بستی!!چشمه شعرم را با آمدنت جوشان کردی!!

با رفتنت خشکاندی......

فقط یادت بماند...

@@@

گویی همه ی کار وکسم هستی تو

حاجت به کسی نیست بسم هستی تو

حتمن خفه می شوم اگر دور شوی

ای کاش بفهمی .. نفسم هستی تو

خدای لیلای من نگهدارت.

/ 1 نظر / 23 بازدید
ستاره

شیشه ی پنجره را باران شست ... از دل من اما ... چه کسی ... نقش تو را خواهد شست ؟ حمید مص