شرمنده ی دل!!!

لیلای من!

آنقدر از دوری ات درد کشیده ام! آنقدر با غروبهای جمعه!! دست وپنجه نرم کرده ام!

آنقدر بغضهای ترک برداشته ی گلو را فرو برده ام! آنقدر در این 20 سال!! شرمنده ی دلم شده وچشم براهت ماند ه ام! که:

« اگر خدا وجود داشته باشد ، باید برای بخشایش به پایم بیفتد »

خدایا بنده ی گستاخت را ببخش!!!

/ 0 نظر / 8 بازدید