لیلا جان مرا بخاطر بسپار!

 

لیلای دورم! هم نفس 20سال دور از من!!

در قلبم خواهی ماند اگر چه طعم تلخ خداحافظی را در آغوشم چشیده باشی......

در قلبم خواهی ماند اگرچه مویه های شبانه ام به هق هق بدل میگردند وتورا در واپسین نفسهای

هق هقم صدا میزنم.....

در قلبم خواهی ماند حتی اگر دیگر نبینمت.....

آیا هنوز هم دزدانه گردنبندت را میبوسی.....؟؟؟

به انگشترت چه؟ آیا نگاهش میکنی؟؟ از گوشواره هایت چه خبر؟ آخ آخ آخ! چقدر برازنده ات بودن! چقدر به تنت

می آمد!!!

آن لباس یاسی رنگت را میپوشی!؟؟؟ آخ که چقدر در تنت زیبا بود! اگرچه رنگ زیبای یاسی زیباییش

را از چشمان تو گرفته بود!

کجایی لیلای من!!؟ کجا رفتی؟؟

20 سال پیش چه بی بهانه بر دلم نشستی و چه با بهانه از دلم پر کشیدی......

پر کشیدنی از جنس قصه ی برج وکبوتر.......

چه بی چراغ بر سرای تاریک قلبم پا نهادی و چه با چراغ از آن عبور کردی.....

چراغی از جنس نور به روشنی چشمهایت.....

چه آرام آمدی وچه سراسیمه رفتی......

چه یکباره آمدی وچه ابدی گشتی.....

ابدیتی از جنس خاطره که نمی توان آنرا فراموش کرد.......

چگونه پیدا شدی و چگونه گم گشتی.........

لیلای من! یوسف من! کجا رفتی؟؟؟؟/

چگونه فراموشت کنم......؟؟؟

توکه اینگونه آمدی و ورفتی.......

مرا به خاطر بسپار که......

/ 1 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

خیلی زیبا ودلنشین بود[گل][گل][گل]