درد دل با حافظ!!!......

 

تمام شده ام........

خیلی وقت است تمام شده ام....

ولی هنوز برایت مینویسم . با خون دل!!کنار حافظ....

اما....

نه برای تو!!!

برای لیلای خودم! همان لیلای دوستداشتنی و همیشگی خودم!

فقط به لیلای خودم! دلخوشم...

یکی دوسالی که رفتی دستانم فقط.....

با استکانی چای!!! گرم میشود!!

خدایا کجایند دستان گرم لیلایم!!؟؟

دلم گرفته.......

دلم تنگ تنگ است!! ولی نه دلتنگ تو!!

دلتنگ لیلای خودش!! همان لیلای تا ابد لیلای من!!

دلتنگ همان لیلا که همیشه دلتنگم بود!

دلتنگ چشمانش!!صدایش، خنده هایش...

دلتنگ دیدارش..........

ولی دریغ از یک صدا!! دریغ از یک لبخند!!

دریغ از یک نگاه......

میدانم یک روز خواهد رسید خدا به زبان عامیانه خواهد گفت:

بس کن .....

خسته نشدی؟!!!

بیا اینم از لیلات.....

ولی حیف دیگر نفسی باقی نمی ماند که بگویم:

خدایا شکرت!!!!

کاش کمی هم می آمدی!!!!!

همین امروز...

باور کن!! همین امروز.....

تا از نزدیک!

خیلی نزدیک!!!! کنار حافظیه!!

چشمانت را بوسه باران کنم....

از آن همه اشکی که می بارید روی شانه هایت!

از آن همه بغضی که لیلا می شکست هر شب برایت!

 

بی آنکه گل بوسه نشانم روی آن چشمان نمناک

رفتی و لیلا جان نهادی روی قلبم هردو پایت!

 

حافظ شهادت میدهد مردم از آن لحظه که رفتی

لیلا طنین انداز گشته جانم از ناز صدایت

 

در انتهای قصه ی 20 ساله ام ، تنها و بی تو

در کوی و برزن لیلی ام ، آواره ام در کوچه هایت

 

آن شب که رفتی بی وداع و لحظه ای هم برنگشتی

با اشک و خواهش گفتمت لیلا نرو، جانم فدایت

 

آن دفتر صد برگ شعرم پر شد از لیلا و لیلی

لیلا و لیلی نزد حافظ سردهم تا بشنود گوش خدایت!!

 

ای دل تمنا کن ز حافظ تا که پیغامت رساند

حافظ به لیلایم بگو بدجور، دلم کرده هوایت

 

لحظه ها میگذرد....

آنچه بگذشت .. نمی آید باز.....

خداحافظ

 

ماموریت شیراز- حافظیه 21 اردیبهشت 93 بعدالظهر

/ 3 نظر / 22 بازدید
سام

سلام پاشو بیا یه سری هم به ما بزن یه معمای جالب جدیدم قرار دادم خوشحال میشم جوابش رو بدی http://jbums.ir/2014/05/chistan/ نظر نشه فراموش منتظرت هستم راستی اس ام اس کوتاه عاشقانم گذاشتیم توی سایت

الی

دیر آمده ای ... دیگر تمام شده ام... از بس اندوه نیامدنت را.. اما هنوز هم میبخشمت با آن که هزاران شب بی خوابی از تو طلب دارم. عالی بود شعرتون.