زمزمه های تنهایی

لیلای همیشه لیلایم!

نمی دانم هنوزسوز دلم را مثل قدیم احساس میکنی؟! هنوز دل به دل راه دارد ؟

میدانی سهم من از تو شده همان چند قطعه عکس قدیمی روی دیوار اتاق دلم؟؟

شب و روز نگاهشان میکنم.لمس میکنم ! می بویم! میبوسم!

وقتی به آنها خیره میشوم انگار عکس خودم را در قاب میبینم با روبانی مشکی!!!!!

انگار خیلی وقت است مرده ام!!

مرده ای که گهگاهی نفسی میکشد!

گهگاهی......

خواب را از من گرفته ای لیلای من!

شده ام همچون ماهی زنده ای!!! در تابه ای داغ.....

تا صبح می غلتم.....

از این پهلو به آن پهلو!!!

فکرت! خیالت! رنگ چشمانت!هرم نفسهایت! امان از دل من بریده است!

کجایی لیلای من؟ کجایی؟

بعد از رفتنت هیچ احساسی نه به پاییز نه زمستان حتی به بهار ندارم!!

همه احساسم شده .....

احساس غروبهای جمعه!!!

ولی باتمام این بی مهری های روزگار بازهم ته دلم روشن است!!

حتی به اندازه کور سویی!!!

هنوز احساسم این است:

تو متعلق به هیچکس نیستی!! هیچکس!

تو فقط لیلای منی!!!

میفهمی؟؟ لیلای من!!

هرچند رفتی و چشم بر همه چیز بستی!

ولی بدان تا ابد دارو ندارم هستی.........

دارو ندارم هستی.....

تا ابد!!!

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
الی

دیوار عکست را به آغوش می کشد... من هر دورا...

مهدی

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

...

نمیدونم چرا آدمها ، همیشه اینقدر خودخواهانه و فقط به منافع شخصی خودشون فکر می کنند ! و به عمرشون حتی یکبار ، با خودشون فکرنکردن که اگر من به ازدواج با این دختر پافشاری نمی کردم و این دختر با یکی دیگه از خواستگارهاش توی وطن خودش ازدواج میکرد ، هیچکدوم از اینهمه رنج و سختی و بی سرانجامی زندگی ، که توی هفده سال گذشته تحمل کرده رو نداشت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

...

آدمهایی هستند در زندگیتان ، نمی گویم خوبند یا بد ! چگالی وجودشان بالاست ! افکار ، حرف زدن ، رفتار ، محبت داشتنشان و هر جزیی از وجودشان امضاء دار است ! یادت نمی رود " هستن هایشان را " ! بس که حضورشان پر رنگ است ! رد پا حک می کنند روی دل و جانت ! بس که بلدند " چطور باشند " ! این آدمها را باید قدر بدانی ! وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهای بی امضایی که شیب منحنی حضورشان ، همیشه ثابت است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مهدی

بیخیال لیلا شدی؟ بست نذاشتنت از دو حالت خارج نیست یا تنبلی کردی یا ابوالفضل!!!!!! یعنی تنبلی کردی؟؟؟؟ ((اقتباس و دزدی یکی از متن های بهرنگ قاسمی))[لبخند]

بی خیال

گاهی برای او چیزهایی می نویسی بعد پاک می کنی پاک می کنی او هیچ یک از حزفهای تو را نمی خواند اما تو تمام حرفهایت را گفته ای ... ---------------------------------------------------- سلام دوست عزیز دلم از نوشته هاتون گرفت . واقعا متاسف شدم منم سارای همیشه سارایم تنهام گذاشت رفت امیدوارم همچنان صبور باشی دوست من موفق باشی [گل]

...

بنشین ، برایت حرف دارم ، در دلم غوغاست ! وقتی که شاعر حرف دارد ، آخر دنیاست ! شاعر بدون شعر ، یعنی : لال ، یعنی : گنگ ! در چشم های گنگ ، اما حرف دل پیداست ! با شعر ، حق انتخاب کمتری داری ! آدم که شاعر می شود ، تنهای تنهاست ! هر کس که شعری گفت ، بی تردید مجنون است ! هر دختری را دوست می دارد ، بدان لیلاست !!!!!!!!!

لیلا

سلام من نمیدونم شما کی هستین مثل اینکه شما هم مث من جنوبی هستین که کنار کارون میشینین ! اما باخوندن این وبلاگ فقط اشک ریختم اشک ! لیلا....[گل]

عشق

وقتی کسی به عشقش میگه نفسمی... یعنی نمیشه نفسم رو با کسی قسمت کنم... یعنی آدم باش و فقط مال من باش... یعنی چشمت فقط باید منو ببینه..... سلام وبت خيلي قشنگه خيلي خوشم اومد به منم سر بزن خوشحال ميشم مرسي[گل]

بهمن

ازنظرروانپزشکی کسی که عاشق شود مریض است البته دوست داشتن باعاشق شدن فرق دارد