برای همیشه خدا حافظ.....

 

گاهی نباید صبر کرد،

باید رها کرد و رفت تا بدانند،

که اگر ماندی، رفتن را بلد بوده ای!!

آدم ها همیشه نمی مانند.........

یکجایی در را باز می کنندو برای همیشه می روند!!!

به جایی رسیدیم که....

از دور هم تحملم را نداری!!!!

انگار لحظه رفتن فرا رسیده است...

@@@

اگر تلخی وزید از های های من غزلبانو

شکسته بغض نحسی در صدای من، غزلبانو

 

در این تنهایی غمگین تو را هر لحظه می خواهند

دوچشم وحشی خوش اشتهای من غزلبانو

 

بیا حالا که لنگرگاه تو چشمان من گشته است

بخواب امشب درون چشم های من غزلبانو

 

عروس بندر چشمان من گشتی که می رقصند

تمام نخل های روستای من غزلبانو

 

کنار بستر چشمت چه حالی می کند این دل

دل دیوانه ی بی دست وپای من غزلبانو

 

ولی این حرف ها یک خواب شیرین پراز رنگ است

پر از هولی هیولا خواب های من غزلبانو

 

نگو دیگر که فردا روزگارم سبز خواهد شد

زمستانی نشسته انتهای من غزلبانو

 

شبیه اتفاقی ساده خواهم رفت از یادت

که اسمی هم نمی ماند به جای من غزلبانو!!

/ 3 نظر / 11 بازدید
لیلا

سلام.میشه داستان زندگیتو بذاری تو وبلاگ خیلی دوس دارم بدونم..

ستاره

جدایی از تو ... مرگ لحظه هام بود... کاش عاشقت نبودم اما هستم.. کاش باران چشمانم را می دیدی!!!