برخواهی گشت لیلای من..........

روزی برخواهی گشت.........

شک نکن خواهی آمد......

مگر اینکه به عدالت خداوند ایمان نداشته باشیم!!

مگر خودش نگفته که در دلهای شکسته جای دارد.!!!!

پس مطمئن باش برخواهی گشت.....

خواهی آمد ....

میدانم ...

بگذار همه بگویند دیگر نمی آیی!!

ولی میدانم که می آیی...

فقط از دیر آمدنت میترسم............

خیلی دیر!!

دیرتر از 20 سالی که گمت کردم!!

دیر تر از20سالی که بر من گذشت!!!!

وقتی بیایی که جنگل سرسبز دلم را که بیست سال برایت سرسبز نگاه داشته بودم به بیابانی بدل شود!

شورستانی شود که دیگر هیچ عشقی در آن نروید!!!

حتی عشق لیلای قدیمی من!!

برو لیلای از چشم عزیزترم!!

خیلی زود!!! بدرود گفتی و رهایم کردی!!

برو....

فرض کن جنگل بیابان بوده از روز نخست!!!

دیگر راهی بسوی تو نیست!!!

شده ام وبال دلت!!

دیگر جایی در دلت ندارم......

درحالیکه 20سال است نام لیلای من با خون من عجین شده!

همه ی فضای قلبم را تسخیر کردی!!

من هم میروم...

خیلی دور....

از خیلی دور هوایت را دارم! هرچند ندانی!!!

دنیای تو - منهای من!!!

دنیای من – یک تار موی تو....

همه ی من شدی!!! 20 سال است که همه ی منی!!

لیلا جان! من هم می روم......

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست!!

ولی شک نکن برخواهی گشت.....

تو متعلق به هیچکسی نیستی ..........

بگذار همه بگویند نمی آیی!!

منتظر میمانم......

برخواهی گشت!

6:30 دقیقه صبح- کارون 25 اردیبهشت 93

/ 2 نظر / 19 بازدید
الی

مطمئن باش برمیگرده. به خدا اعتماد داشته باش. امیدوارم جنگل سبز دلت همیشه سبز بمونه

لیلا

چه خط زیبایی، خطتون هم مثل نوشته ها و شعراتون زیباست. من مطمؤنم که لیلای زیبایی هم داشتید ,نمیدونم لیلاتون کجا رفته, ازدواج کرده یا خارج کشوره یا خدای نکرده فوت شده ولی امیدوارم هرجای دنیا که باشه یه روزی به شما برگرده.من و همسرم همه وبلاگتونو خوندیم, باهم اشک ریختیم ومن به لیلاتون حسودیم شده!! چون هم اسم من هست.البته میدونم دل لیلاتون هم الان داره برا شما میطپه.