قفل هرز دلم!!!

سلام لیلای زیبایم! سلام

امروز داشتم لباسهایم را مرتب میکردم چشمم یهویی به اون پیراهن خوشرنگ آبی افتاد! همونیکه بهم کادو دادی!

یادت هست وقتی پوشیدم گفتی چقدر برازند ه است!! الان دارم به یاد همان روزها اتو میکنم !! میخواهم فردا بپوشم! هنوز بوی دستانت را میدهد!

کجایی لیلای همنفسم!

کجایی؟؟ خسته شدم از دلتنگی ات! کجا رفتی لیلایم کجا؟؟

چقدر نیمه شبها با دهان بسته !!صدایت کنم؟ وقتی به عکسهایت نگاه میکنم به خیال خودم میخواهم کمی بهت نزدیک شوم کمی دلم را آرام کنم ولی کو آرامش؟؟؟

خاطراتت را 20 سال همچون پیراهنی به تن کرده ام! ولی افسوس سنجاق نبودنت!! با هر تکان در تنم فرو میرود!!! انگار پیراهن خاطراتت را با سنجاق دوخته اند! هر لحظه در سینه ام فرو میروند!

کجایی لیلایم!!

20سال است همچون قفل هرزی !! شده ام هیچ کلیدی نمیتواند بغضهایم را باز کند!! به هرطرف میچرخم!! ولی دریغ از تقه ای!!

باز نمیشوم! لیلایم کجایی؟؟

کجایی که ببینی دلتنگی ات فضای دل کوچکم را فراگفته! اونقدرکه از دلم بزرگتر شده! همه دلم را فرا گرفته! دیگردلی باقی نمانده!

دیگر دلم را نخواهی شناخت!!

همه اش شده دلتنگی!! کجایی لیلایم؟

 

ای که لبخندت بسان هر نسیمی در پگاه

لیلی ام در بازی شطرنج دل هستی تو شاه

هر نگاه تو مساوی با همه عمر من است

لیلی ام آهنگ عشقت همچو شور است و سه گاه

20 سال است که از عشقت مرا سوزانده ای

تو شدی لیلا عزیزم تکیه گاهم تکیه گاه

یاد لیلا قدمتش از عشق هم افزون تر است

عشق را راهی اگرباشد تویی آن شاهراه

عمر من بر باد رفت در لحظه هجران تو

جان من بسته به دیدار تو لیلا باقی عمرم تباه

 

   

/ 2 نظر / 19 بازدید
vague

سلام، چه متن زيبايي دستت درد نكنه حتمأ ليلا هم دوستش داره. شعرت هم خيلي زيباست. ياد ليلا قدمتش از عشق هم افزون تر است! عااااالي...