تنگی نفس!!!

بازم غروب بازم شب بازم درد!!! خسته شدم آخه چقدر پنهون کنم!! بغضمو قورت میدم! اشکامو نگه میدارم یه وقت نیان پایین!! تابلو بشه! دلم گرفته دلم عجیب گرفته!! از طرفی این تب ولرز و درد استخون و ضعف ولکن نیست لامصب!! نفسم بالا نمیاد احساس میکنم کوهی رو سینم نشسته! امروز بعد مدتها به عکساش نگاه کردم! 7 ماهه ندیدمش!! 3ماهه صداشونشنیدم!! ولی با این وجود هر ثانیه باهش حرف میزنم!! احساسش میکنم!! کاش اونم مثل قدیما از دور حس کنه !! دوست دارم با صدای بلند داد بزنم! کاش بودی کاش الان! همین الان!! اینجا بودی. لیلا جان کجایی؟؟؟؟؟ خدایا خالقا بس کن تو ظلمت را.........

دستتو بزار رو قلبم ، قلب من نفس نداره
از ته دلت بگو که عاشقم شدی دوباره


این همه عشقو نخواستی، من که باز پای تو موندم
خودمو هر جوری میشد باز به حس تو رسوندم


چشم دنیا رو میبندم تو فقط منو نگاه کن
نفساتو تو هوای خسته ی دلم رها کن


سرنوشتموعوضکنکهبهتعمرمومیدم
مدتیروکهنبودینمیدونیچیکشیدم


من هنوز عزیز قلبم ، تو رو از خودم میدونم
زندگی کن با دلم تا بتونم زنده بمونم


لحظه لحظه التماسه ذره ذره ی وجودم
از همون روزای اول سخت عاشق تو بودم

/ 0 نظر / 11 بازدید