نفسهای آخر....

 

" وقتی كسی به دل نشست

نشستنش مقدس است

حتی اگر نخواهدت ، نفس كشیدنش بس است "

لیلای تا ابد لیلای من!!

20سال است که همچون نفس میکشمت!!! تنفست میکنم!!

در اشک و لبخند من بودی!! 20 سال است که به دلم

بدجور نشستی! برایم مقدسی!

در حد پرستش دوستت داشتم!هنوزم دارم!!

هرنیمه شب...

چشمان خیره به سقف واشکهای سرازیر شده بر گونه هایم ....

حاضرند شهادت دهند!!!

لبخند را بر لبهای پژمرده ام نشاندی!ردپایت را در مصرع به مصرع اشعارم جامیگذاری!

20 سال است که همه ی شعرم شدی!

هنوزم برایم چون نفسی !!

هم نفسم شدی!!

نه..... نه .......

همه ی نفسم شدی.....

لیلای همیشه لیلای من!

نوشتن نام زیبایت روی چرکنویس هم آرامم میکند.......

دیدنت که جای خود دارد!!

یادت باشد که لیلایم را از من گرفتی!!!!

دلتنگی ات در هیچ شعر و پیامی نمیگنجد!!

کاش دلتنگی ام را نه احساس!!

کاش لمس میکردی....

لیلای همیشه لیلایم!

فقط و فقط ....

خودت باید بیایی!!

منتظرت میمانم...

تا هر وقت!!

منتظر تو نه!!!!

منتظر لیلای خودم!

هر چند که گفتی:

رفتنم همیشگی هست ، دیگه برگشتن نداره !  خداحافظ برای همیشه!

اگر تاکنون اشکی ریختم ،خون دلی خوردم، دلتنگ شدم

فقط وفقط برای لیلای خودم بود...

برای دلم بود ...

همین....

تو خیلی وقت است که برای همیشه خدا حافظی کرده ای!!!

وقت خداحافظی منهم نزدیک است!!

خدا حافظی از هرچه شعر...

خداحافظی از نوشتن......

خدا حافظی از 1351 لیلا!!

خیلی دور نیست!!!

برو خدا بهمراهت...

خدا حافظ برای همیشه!!!

 

غروب پنجشنبه-کارون- 25 اردیبهشت93

/ 3 نظر / 33 بازدید
خدا کیه ؟ خدا چیه ؟

مردی از میان جمع بلند شد و گفت: چه کنیم که دعایمان مستجاب شود؟ حضرت پاسخ داد: با زبانی دعا کنید که با آن گناه نکرده باشید. مرد متعجب و ناراحت گفت: یا رسول الله (ص) همه ما زبانی آلوده به گناه داریم! حضرت فرمودند: زبان تو برای تو گناه کرده است نه برای برادر تو . پس زبان تو نسبت به برادرت بی‌گناه است و زبان او نسبت به تو . بیاید برای یکدیگر دعا کنید تا دعایمان مستجاب شود. شب های جمعه ختم حدیث کسا فراموش نشه

الی

بدجور گرفته ام هوا دم دارد.. این شهر تو را فقط تو را کم دارد... آویخته ام به بند چشمانم را... از دوری تو هنوز هم نم دارد

ستاره

بی تو ... دنیا مثل شب خانه‌ ای خالی‌ ست ... ترسناک و آزار دهنده ... شیر آب ... خوب بسته نشده ... بر خواب‌ هایم آب چکه می‌ کند ... رسول یونان