هه ناسه !!

لیلای تا ابد لیلای من!!

یک لحظه به توفکرکردن را به یک دنیا نمیدهم!همه دنیای من شده چند عکس!!

چه کنم با خاطراتت؟ هرشب گریبانم را میگیرند!! خواب را از من گرفته اند!

کجایی لیلای من؟ کجایی؟؟

لیلای همیشه لیلای من! به خاطراتت بگو اینقدر در دست وپای من نباشند!!

همچون کودکی نوپا!!هر لحظه زمین میخورم!!

کجا رفتی لیلای همیشه لیلای من!؟

چقدر با عکسهایت حرف بزنم؟چقدر نامه هایت را ببویم؟؟چقدر عکسهایت را ببوسم؟

کجایی لیلای من؟ کجایی؟؟؟

امشب دلم عجیب لیلایش را میخواهد!! بهانه ی چشمانت را از من میگیرد!

چکارش کنم؟؟ بگو لیلاجان چگونه جوابش را دهم!

مگر نگفتی تا نفس هست، هستم!! پس چرا رفتی؟؟

"" هنا سمی لیلاجان ""

@@@

20سالی است که از دوری لیلا، های هایم مانده است

بغض گیرافتاده در عمق گلوی بی صدایم مانده است

موی سر، گشته سپید و سوی چشمانم برفت در انتظار

قامت خم گشته ام ، با یاری چوب عصایم مانده است

سالها در انتظار دیدنت ، لیلا چو شمعی سوختم

زود رفتی و فقط بوسیدن عکست برایم مانده است

درد کهنه در میان سینه ام ،لبخند تلخی بر لبم

در میان جمع میخندم ببین لیلا ،ادایم مانده است

مرگ من نزدیک وشاید قسمتم درانتظارت مردن است

زنده میمانم چرا؟ چون عشق لیلایم برایم مانده است

/ 18 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

شما هم كه تنبلي كردي پست نذاشتي امروز

مهدي

من اكثرا تو وبلاگا نظراتمو با... ميذارم اينجا ميبينم يكي... داري.

...

بابا بی خیال دیگه ناز کردن هم ، حدی داره ! ما که رفتیم ، بعد ما ، تازه دونستی کی دوستت داره ! روتو کم کن ، دیگه تحفه هم که نیستی به خدا ! تمومش کن افه ها تو ، بس کن اینهمه ادا ! مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت ، که تو اینجور با ما بد تا کردی ، بی معرفت ! راستشو بخوای دیگه خسته شدم ، رک بگمت : به دلم نشسته بودی ، گندیدی ، بریدمت ! به خدا عشقی که ذلت بیاره ، کشکه عزیز ! جون هر چی مرد اینقدر دیگه آبرو نریز !!!!! گفته بودم : نفسی برام ، میرم تا آخرش ! نفسی که حرمتم رو بگیره ، میبرمش !!!!! دیگه اون دنیای پر رنگ و چلچراغت نمیخوام ! واسه رو کم کنیت هم شده ، سراغت نمیام ! قاطی کردم بد رقم ، میخوام که قیدت بزنم ! میخوام این دندون عاریه رو از ته بکنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ستاره

تــعجب نـکن ... در این ســـرما ، چگونه زنـــــده ماندم ! مــن هنــوز ... با خیال آغــــوش گرم تــو ... نفـــــــس می کشم ! محمدشیرین زاده

لیلا

باز هم صدای خنده هایت در گوشم نجوا می کند ! ساحل دریا مرا به آغوش کشیدی و بی خود از خود مثل نسیم ، آرام ارام ..... نمک های شور دریا هنوز در دهانم مز مزه می شود!

لیلا

باز هم صدای خنده هایت در گوشم نجوا می کند ! ساحل دریا مرا به آغوش کشیدی و بی خود از خود مثل نسیم ، آرام ارام ..... نمک های شور دریا هنوز در دهانم مز مزه می شود!

...

ﻭﻗﺘﻲ تمام غصه های دیروز ، ﺳﻬﻢ ﻣﻦ شد ! حالا دیگر ﭼﻪ ﻓﺮﻗﻲ می کند ، ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ، ﺩﺍﺭ ﻣﻜﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ ! ﻳﺎ ﺗﻮ ، ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺮﻡ ﺑﺨﻮﺭﻱ ! ﻓﺮﺩﺍ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻴﺪﺍﺭ می شوم ، تمام دیروزم ﺭﺍ ﺑﻪ دست باد خواهم سپرد ! ﺗﺎ بدون هیچ کینه ای ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻲ بسپارد ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﻱ ، ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻼ‌ﻣﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لیلا

...

ﻛﻮﺩﻛﺎﻧﻪ ، ﺑﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍش ﺗﻜﻴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ، ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻲ ﻧﺪﺍﺷﺖ ! ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺎﻟﻲ ﻛﺮﺩ ، ﺳﺮﻡ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺧﻮﺭﺩ ! ﺑﺰﺭﮒ شده ام ! ﻭ ﺩﻳﮕﺮ می دانم که ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺩ ، یعنی : ﺷﻜﺴﺖ ! ﻭ خوب فهمیده ام که چشمانش ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ، ﺩﺭﻭﻍ می گفت !!!!!!!!!!

...

ﺭﻓﺘﻲ ! ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺭﺍ اقرار ﻛﺮﺩﻡ ! ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ که ، ﭼﺮﺍ ﻫﻤﻪ می روند ، ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻲ ! ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﻛﺴﻲ ! ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻴﺴﺖ ، ﺍﺻﻼ‌ ﺑﺎﺷﺪ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

...

ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ! ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ می پذیرم ! ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻡ ! می پذیرم ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ می کنم !  ﻧﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ! ﻭ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ! ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺖ ، ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺴﺖ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻣﯿﻦ می خورم ، ﺑﻠﻨﺪ می شوم ، ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ می تکانم ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ می دهم ! ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺒﺎﺏ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ می شکنند ! ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻡ ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ! ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺍﻥ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ! ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮔﺰﺍﻓﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!!!!!!!!!!!!!! لیلا