درد دل!!

 

میروم لیلا ولی عشقت همیشه ماندگار

20 سالی در بدر بودم برای دیدنت در انتظار

 

درد دل با سنگ کردم سنگ خارا آب شد

میپرستم لیلی ام را روز و شب چون کردگار

 

تا قلم گیرم بدستم نام توجاری شود

میسپارم باز لیلای عزیزم دست آن پرودگار

 

عمر من لیلا به پایانش رسید از دوری ات

چشم من خیره بدر مانده بقران 20سالی آزگار

 

شعرهایم ته کشید و عاقبت لیلا نیامد سوی من

میروم از کوی او شاید بماند این غزلها یادگار

 

/ 0 نظر / 10 بازدید