همش پاییز! پاییز! پاییز!!!

سلام لیلای عزیز میدونم دیگه نمیتونی جواب سلام منو هم بدی!! خیلی وقته که جواب سلام منو نمیدی! همین الان از کنار کارون برگشتم غروب جمعه سرد ولی مثل همیشه غم انگیز! کارون هم سراغتو ازم گرفت ولی بهش نگفتم که دیگه نیستی! بهش نگفتم که حتی دیر به دیر سراغمو نمیگیری!!! بهش نگفتم که جواب سلاممو نمیدی! بهش نگفتم که وقتی بهت میگم لیلا جان! در جوابم فقط علامت سوال ؟؟؟؟ میفرستی! نخواستم به کارون بگم دیگه از اون نگاههای گرمت خبری نیست! دیگه حتی میترسی اسممو صدا کنی!!کارون میدونه اونقدر حرف نگفته توی دلم مونده که اگر بخوام بنویسم دهها کتاب میشن!! اونم میدونه که همه ی حرفای نگفته ام توی " سه "" کلمه خلاصه میشن!

"" لیلاجان "" "" دوستت"" "" دارم ""

همین!!

لیلا جان کجایی؟؟ همه ی خاطراتت رو دارم فراموش میکنم!! بجز چشمات! و رنگشون!! چون رنگشونو خودم کشف کردم!! یادت هست؟؟ راستی راستی یادت میاد یا اونو هم فراموش کردی؟؟ لیلای عزیزم !! خودت بگو این انصافه که هر روز روی عکسات دست بکشم!! عکساتو ببوسم و خبری ازت نشه؟؟ لیلای خوبم! وقتی که بعد 20 سااال! اومدی زمستون دلمو بهار کردی! تابستون و پاییز دلمو بازم گل بارون کردی! همه ی فصلهای دلم بهار شد و از روزی که رفتی بهار و تابستون و پاییز دلمو"" پاییز "" کردی!! فصل برگریزان! فصل ریختن خاطرات و خنده های شیرینت!! فصل ریزش " دوستت دارمها"" فصل ریزش " عزیزم" " جانم" " قربونت برمها "" فصل نگفتن "" تو نفس منی "" فصل پایان این جمله "" تا عمر هست کنارت میمونم "" لیلای از جان عزیزترم فصول دلم رو بهم ریختی!!همش پاییز! پاییز!! و پاییز!!

لیلای همیشه لیلایم!! حالا که داری بدون من!! جدا ازمن!! میری گاهی اوقات یه لحظه! فقط 1 لحظه هم نگاهی به عقب بنداز!شاید دست تمنایم رو از دور دور!! که بطرفت دراز شده رو ببینی! شاید قدمهات کمی سست شد! شاید دوباره برگردی!! لیلا جان! مگر نمیدونی با تو زنده ام! مگر نمیدونی باهات نفس میکشم!پس فقط یک لحظه به عقب برگرد و ببین! فقط یک لحظه!!!

لیلای همنفسم! کاش توهم مثل اشکام !! خود به خود می اومدی!! بدون خواهش! بدون التماس! پس بدون:

با وجود همه ی بی مهری هایت بازهم :

تا جرعه نفسی باقی است منتظرت میمانم!! حتی تا بیست سال دیگر!! شاید هم بیشتر!!!

 

مگر لیلا نمی دانی دلم بی تو تک و تنهای تنهاست؟

اسیر رنگ چشمانت شدم ترکیبی از رنگین کمانهاست

مگر لیلا نمیدانی که 20 سالی شدم خیره به درها؟

شهادت میدهد آینه با اشکم نه یکسال ،بلکه مدتهاست!

چنان زخمی نشاندی بر دلم لیلا که دردش تا ابد باقی است

از آن روزیکه تو رفتی هوای دل زمستان و چه جانفرساست

ندیدی بعد رفتن جان و دل چون کفتری از سینه بیرون زد؟

سیه پوشم تو کردی لیلی ام، جانم پر از غوغا و بلواست

فراموشم نخواهدشدنگاه های زمستان گونه ودستان بیجانت

ولی با اینهمه بی مهری ات جانم فدای پای لیلاست!!

/ 7 نظر / 12 بازدید
باران

باز هم متنی زیبا ولی غمناک.امیدوارم روزی غم تو هم تموم بشه و به انچه میخواهی برسی.

باران

تنها چیزی که باید از زندگی اموخت فقط یه کلمه است .میگذرد اما جان میگیرد تا بگذرد.

رز ناز

تا جرعه نفسی باقیست منتظرت می مانم

لیلا

زیبا مثل همیشه! . امیدوارم لیلا برگرده...

الی

خیلی احساستون زیباست. هربار که میام چند بار میخونم. از صمیم دلم ارزو میکنم لیلای همیشه لیلات برگرده

ستاره

همه هست ارزویم که بینم ازتورویی چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی همه موسم تفرج به چمن روند وصحرا توقدم به چشم من نه بنشین کنارجویی