ثانیه های پردرد!

مثل یه ساعت شنی شدم.

که نفس های آخرشو میکشه!! و جونش در حال خالی شدنه! و....

التماس می کنه که یکی پیدا بشه که هم خودش!!!!!

دوباره برگرده هم اونو برش گردونه! ولی نه.......

التماس هم چاره ساز نشد!!!

دیگه باید رفت! دیگه برم نگردونید بگذارید:

تمام شوم.......

/ 3 نظر / 4 بازدید
شبنم

هیچگاه نفهمیدم چه رازیست بین دل و دستم از دستم رفت به هر چه دل بستم

سارا

درد.... این روزها تنها نقطه ی اشتراک بین آدم هاست