لیلا جان!چون باد آمدی...

بعد از 20 ساااااااااال!!!!!! همچون باد آمدی و از کنار چشمان خیره به درم!!! عبور کردی

20سااال چشم براهی! 20 سااال پر از درد و فریادهای خاموش!!

قسمت نشد که لحظه ی پر از درد و سکوت! لحظه ی غمگین رفتنت

با مژه هایم ! بااشک چشمانم مسیر قدمهایت را آب جارو کنم!!!!

بوسیدنت که هیچ!

به آغوش کشیدنت پیشکش!!

حتی نشد یک دل سیر نگاهت کنم!!

حالا از کجا لیلای دیگری جستجو کنم!

اصلا وجود خواهد داشت؟؟/ بخداوندی خدا محال است!!!

لیلای از نفس عزیزترم!

قسمت نشد. تو رفتی و من را با عالمی از غم واندوه تنها گذاشتی!

من ماندم و بازهم:

باقی عمر تورا ارزو کنم!!!

خدایااااااااااااااااااااااااا!!!!!

چرا بار دوم !!!! لیلایم را گرفتی؟؟

پس کو رحمانت؟؟ کو رحیمت؟؟؟؟

/ 5 نظر / 16 بازدید
جولیت

سلام من معمولا میخونم نوشته های شما رو اما راستش حرفی برای گفتن پیدا نمی کنم. جز اینکه امیدوارم خدا شما رو به خواسته تون برسونه و اگر این دیگه ممکن نیست، حداقل مرهمی برای دردهاتون بفرسته

یک مرد ، یک زندگی

کساني که دنيا را تکان داده اند در استعدادهاي طبيعي نابغه نبوده اند ، ولي به يک صفت.. ممتاز بوده اند : ثبات و استقامت پیش من هم بیاین خوشحال میشم.

سارا

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم دو به دو به هم چسبیده هر کداممان را که میکندند آن یکی هم بیرون میزد از زندگی حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد

آرزو

روز اول که به تمنای تو پرزد دل من. / چون کبوتر لب بام تو نشستم توبه من سنگ زدی ./ من نه رمیدم نه گسستم باتو گفتم: حذر از عشق ندانم. / سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

sara

مثل همیشه قشنگ و دلنشین.مرسی[لبخند]